آرشیداآرشیدا، تا این لحظه: 12 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

آستاره صبح من,آرشیدا

خوش حال و خندانم

خوشحال و شاد و خندانم قدر دنیا رو می‌دانم خنده کنم من دست بزنم من پا بکوبم من جوانم. در دلم غمی ندارم زیرا هست سلامت جانم عمر ما کوتاست چون گل صحراست پس بیایید شادی کنیم. بیایید باهم بخوانیم ترانه‌ی جوانی را عمر ما کوتاست چون گل صحراست پس بیایید شادی کنیم. گل بریزم من از روی دامن بر روی خرمن شادانم ...
15 مهر 1393

آی حلزون شاخکی

آی حلزون شاخکی کجا میری یواشگی جلو میری یواش و ریزه ریزه پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه خال های دونه دونه داری به روی پشت خود یه لونه داری ساکتی و خجالتی و تنها بمون توی باغچه خونه ما   ...
15 مهر 1393

جان مریم

جان مريم چشماتو وا كن ، منو صدا كن شد هوا سپيد ، در اومد خورشيد وقت اون رسيد ، كه بريم به صحرا آي نازنين مريم       جان مريم چشماتو وا كن ، منو صدا كن بشيم روونه ، بريم از خوونه شونه به شونه به ياد اون روزها آي نازني مريم       ب از دوباره صبح شد ، من هنوز بيدارم كاش مي خوابيدم ، تو رو خواب مي ديدم خوشه غ...
15 مهر 1393

دنیای آرشیدا.هشت ماهگی

ما امروز بعد از 55 روز تعطیلات تابستانی  برگشتیم ................   از ابتدای هفت ماهگی شما ما به اصفهان رفته بودیم حسابی به همه خوش گذشت و لحظه های شیرین و لذت بخشی  کنار بابا علی آقا و مادر بزرگ و عمه های مهربونت گذروندی .بعد از تعطیلات عید که چهار ماه گذشته بود انتظار داشتم غریبگی کنی اما بر خلاف تصورم با خنده بغل همه رفتی و کسی رو بی نصیب نذاشتی .باباجون تو رو بسیار دوست میداشت هر روز صبح زود برات نون بربری گرم و تازه میگرفت میگفت نازلو دوست داره. این اسمی بود که خودش صدا میزد "نازلو" نام پیرزنی بختیاری بود با وجود اینکه بی سواد بود اما زنی جسور شجاع و با درایت بود.   ÷ ...
21 شهريور 1393

دنیای آرشیدا. شش ماهگی

آرشیدا تو سن 5/5 بسر میبری خیلی شیطون شدی حالا دیگه کاملا متوجه صداها و جزییات اطرافت میشی با کوچکترین صدایی سینه منو ول میکنی و توجه ات جلب میشه  عزیز دلبندم خورشید زندگیم میدونم که خیلی مهربون و خوش اخلاقی همیشه با لبخند از خواب بیدار میشی و وقتی بیقرار خواب هستی به محض اینکه چشم تو چشم من میشی با حال خرابت میخندی بعد دوباره شروع به قر قر کردن میکنی . حالا دیگه وقتی میخوابی حسابی قلت میزنی رو شکم میخوابی اونقدر سرت رو جا به جا میکنی تا خسته بشی منو احسان با داشتن تو هیچ کمبودی رو حس نمیکنیم با تمام وجودمون دوست داریم عزیز نازم
19 تير 1393